X
تبلیغات
تک درخت
کاش ادرس اینجا رو خیلی ها نداشتن

حیف شد خیلی حیف

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 0:47 توسط تک درخت

اینجا هم دو ساله شد

دو سااااال

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 0:25 توسط تک درخت

دلم میخواهد سرم را بکوبم توی دیوار ،بعد بنشینم روی زمین،نفس راحتی بکشم و بگویم اخییییییییش
+ نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 0:15 توسط تک درخت

سریال ستایش تا چندقسمت بعد از مرگ طاهر یه زندگیه خاص و دوست داشتنی است
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1390ساعت 23:54 توسط تک درخت

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم

ولى دل به پائيز نسپرده ايم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشنه دشمنان، گردنيم
اگر خنجر دوستان، گرده ايم
گواهى بخواهيد، اينک گواه

همين زخم هايى که نشمرده ايم!

دلى سر بلند و سرى سر به زير
از اين دست عمرى به سر برده ايم

*مرحوم قیصر امین پور
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 23:52 توسط تک درخت

این تبلیغ که نوه و پدربزرگ باهم حرف میزنن و به نوعی از مشترکاتشون میگن عجیب دلگیرم میکنه

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 0:14 توسط تک درخت

ما ادمها وقتی حوصله مان سر می رفت در حد بسیار بسیار زیاد چه کار میکردیم غیر از نت امدن .کتاب خواندن.از خانه بیرون رفتن و...

پ.ن

/+تصور کن حال درست و حسابی نداشته باشه بعد هر وبی که بری یا طرف شوهرش بهش خیانت کرده .یا مرده داره همسر شو تحمل میکنه به خاطر مهریه.یا پسره از تیکه انداختناش به دخترا نوشته .یا اون یکی از طلاق عاطفی که تو زندگیش هست نوشته .یا اون یکی از زندگی بعد از طلاق و تنهایی هاش نوشته .یا چه میدونم فلانی داره داستان جداییشو مینویسه . جالبه بیشتر این وبلاگها جز ۱۰۰ وبلاگ برتر بودن .عده ای هم واسه مخاطب خاصش پست گذاشتن نمیگن ادم دلش میخواد مخاطب خاص باشه که نیس یا چه میدونم بعضی هاپستهای سنگین درباره اخلاق و رفتار نوشتن که اونقدر یا طولانیست یا سنگین که بیخیال میشی

اووووف

/+در این بین وبلاگ یه شوهر هم نداریم اندکی طنز داره.که گه گاه بهش سر میزنم

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 21:34 توسط تک درخت

گاهی وقتها احساس می کنی داری از درون خورد میشی یا شاید هم میشکنی ،اینجور وقتها هم میخندی،هم میری تفریح،هم خرید میکنی،هم سر خودت و با کارهای خونه گرم می کنی ،اما خوب یه چیزی از درون ازارت میده،شاید بتونی با خنده هات به بقیه بقبولونی که خوبی،اما کاش میشد خودتم گول بزنی ،حیف نمیتونی به خودت بقبولونی که ارومی و هیچ استرسی نداری ،حیف نمیتونی به خودت بقبولونی یه سری تصاویر و باید از ذهن پاک کرد.گاهی یه بغض سنگین ازارت میده و دلت میخواد...

حیف حیف حیف ..

اضافه شده:این ترانه رو دوست دارم این روزا نمیدونم چرا

+ نوشته شده در شنبه یکم مرداد 1390ساعت 20:41 توسط تک درخت |

بعضی وقتها که حس میکنی درست یه چیزی تو زندگیت از بین رفته و جاشو تو زندگیت خالی حس میکنی و شروع میکنی به غر زدن به خدا که چرا همچین چیزی جاش تو زنگیت خالیه ،یهو اتفاقی میفته که بهت میفهمونه اصلا اون چیز جایگاهی تو زندگیت نداشته که تو داشتی واسه خالی شدنش غر میزدی

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390ساعت 22:54 توسط تک درخت |

 

گاهی وقتها که دلت میخواد سرتو بزاری بمیری  اما یکم که فکر میکنی.میبینی این کار هم هیچی توش واست نداره

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعت 19:28 توسط تک درخت |